تبليغاتX
 فردوسی ، نیای بزرگ ایرانیان - بی‌باک از تازش و تندباد
هــمــانــا كـــه نـــامـــت بـــه آيـــد ز گـــنـــج … بـه رنـجـســت گــنــج و بــه نــامــســت رنج

دکتر میرجلال‌الدین کزازی
دکتر میرجلال‌الدین کزازی
 
میرجلال‌الدین کزازی: امسال به نام رودکی زیب و زیور یافته است. او یکی از بزرگ‌ترین سخنوران ایران است. اما آنچه او را از دیگر سالاران سترگ سخن در ایران جدا می‌دارد و برجستگی می‌بخشد، این است که او، پیر ادب دری است. هم از این روست که زیست‌نامه‌نویسان او را آدم الشعرا نامیده‌اند. در برابر جامی که در چشم آنان، خاتم‌الشعراست....

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، میرجلال‌الدین کزازی*: امسال به نام رودکی زیب و زیور یافته است. او یکی از بزرگ‌ترین سخنوران ایران است. اما آنچه او را از دیگر سالاران سترگ سخن در ایران جدا می‌دارد و برجستگی می‌بخشد، این است که او، پیر ادب دری است. هم از این روست که زیست‌نامه‌نویسان او را آدم الشعرا نامیده‌اند. در برابر جامی که در چشم آنان، خاتم‌الشعراست. به گونه‌ای که پس از وی، شاعری را همپایه او نمی‌دانسته‌اند؛ بر پایه انگاره‌ای که از سرگذشت پیمبران به وام گرفته شده است. اگر ما در دید و داوری زیست‌نامه‌نویسان درباره جامی گمان‌مند باشیم و آن را به آسانی نپذیریم و روا نداریم، در آنچه درباره رودکی گفته‌اند، همرای و همداستانیم. پیش از رودکی، هیچ سخنوری را نمی‌شناسیم که همتراز  و هم‌بالای او باشد.
نخستین بیتی که در زبان پارسی سروده شده است، از حنظله بادغیسی است: "آهوی کوهی در دشت چگونه دوذا؟/ او ندارد یار، بی یار چگونه بوذا؟". اما چگونه می‌توان پذیرفت که در زمانی بسیار کوتاه که رودکی یا پیر پاک و پارسای دری، فردوسی را، از حنظله بادغیسی جدا می‌دارد، تا بدین پایه دگرگونی در سخن پارسی پدید آمده باشد؟ 

بیت حنظله ناگفته پیداست، بیتی است سست و خام و آغازینه. اما سروده‌های رودکی سخت استادانه است. در همین اوان، بزرگ‌ترین شاهکار جهانی در ادب رزمی و پهلوانی که شاهنامه است، سروده شده است. به راستی داستان چیست؟ من پاسخ این پرسش را نمی‌دانم. تنها می‌توانم بگویم که پیشینه ادب پارسی وارون آنچه پنداشته می‌شود، بسیار کهن است و ریشه‌ها و شالوده‌ها و خاستگاه‌های آن را می‌باید در ایران کهن و در ادب ساسانی و اشکانی بجوییم؛ وگرنه این همه شیوایی و شگرفی و شگفتی، نمی‌تواند از تهیگی، از هیچ، آمده باشد. 

با آنکه رودکی از روستای پنج رودک سمرقند است، اما هیچ گمانی در ایرانی بودن او نیست. اگر رودکی ایرانی نیست، چرا به پارسی سخن گفته است؟ جغرافیای فرهنگی ایران بر خلاف جغرافیای سیاسی آن، امروز نیز هنوز بسیار پهناور است. به دریغ، به درد، و در همان هنگام به شگفتی، ما در این روزگار با پدیده‌ای فرهنگی و اجتماعی روبه رو شده‌ایم که پیشینه‌ای در گذشته تاریخی ما و حتی جهان ندارد. این سخن‌ربایی نیست، سخنور ربایی است و داستان انوری را به یاد می آورد که فردی خود را انوری خواند. پی در پی با نمونه‌هایی از این پدیده روبه رو می‌شویم. 

ما در روزگار فن‌آوری رسانه‌‌ای به سر می‌بریم. در این روزگار به آسانی می‌توان دروغ گفت، دروغ‌های بزرگ، شگفت‌آور، خردآشوب، باور ناپذیر، و دیگران را هم سرانجام بدین دروغ‌ها گروانید. در سایه آوازه‌افکنی یا تبلیغ، می‌توان دروغ‌هایی از این دست را در جهان گسترانید. هنگامی که پی در پی گفته شد رودکی ایرانی نیست، یا مولانا یا پور سینا یا رازی و دیگران، به یاری رسانه‌ها اندک اندک چنین باوری می‌تواند گسترش و روایی بیابد. 

اما چاره کژدم‌زده، کشته کژدم بود. این زهری که رسانه‌ها می‌پراکنند، به یاری رسانه‌ها، خود، باید ناکارا و بی‌اثر شود. ما هم باید رسانه‌ها را به کار بگیریم، اما این بار نه برای دروغ‌پردازی، برای آنکه دیگران را با راستی‌های بی‌چند و چون آشنا کنیم. 

زبان و ادب پارسی که رودکی پدر آن تواند بود، گونه‌ای جهان‌شاهی فرهنگی بسیار پهناور داشته است و جغرافیای فرهنگی ایران، هنوز نیز بسیار پهناور است. می‌دانم شما جوانان ایرانی که رودان (پسران) رودکی هستید، پاس پدر را به بایستگی می‌دهید. هیچ پوری پدر را وا نمی‌نهد، خوار نمی‌‌دارد. بارها گفته‌ام، دوباره می‌گویم، تا ایرانیان بیداردل، جان‌آگاه، خویشتن‌شناس، در پهنه گیتی می‌زیند، به ویژه جوانان برومند و بالابلند ایرانی، ما بیم و باکی از هیچ تازش و تندباد و ربایشی نخواهیم داشت. 


*استاد زبان و ادبیات فارسی



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت توسط ..:: جعفر معروفی ::..