
نوروز ایرانیان ، فرخنده جشن زمین و آدمیان است و چه روزی زیباتر از این ؟ ( ارد بزرگ )
پیدایش جشن نوروزدر
ادبیات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیین ها، رسم ها، فرهنگ
ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن
چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بیرونی، طبری، مسعودی،
مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان
ادبیات پیش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی
جمشید می دانند، که تنها به چند نمونه و مورد اشاره می شود :
جهان انجمن شد بر تخت اوی ......از آن بر شده فره بخت اویبه جمشید بر گوهر افشاندند ......مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین...... بر آسوده از رنج تن، دل ز کینبه نوروز نو شاه گیتی فروز ...... بر آن تخت بنشست فیروزروز
بزرگان به شادی بیاراستند ......می و رود و رامشگران خواستند
لينك ثابت
نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت توسط ..:: جعفر معروفی ::..
بررسی چهارشنبهسوری

بحث
هیجان آمیز چهارشنبه سوری دوباره نقل بحث و نظرهای رسانه های ما شده است
عده ایی همانند صدا و سیما در جهت تخریب این هویت ملی و تارخی گام بر می
دارند و به کل از ریشه با آن مخالفند و عده ایی همانند بعضی از خبرگزاری
ها بدنبال رد علمی پدیده چهارشنبه سوری هستند این گامها در طی سه دهه
گذشته نتوانسته جلوی شوق و شور نوجوانان و جوانان را بگیرد .
شاید
مهمترین مشکل مخالفین چهارشنبه سوری در این باشد که برای آنها اصل هویت
ملی یک چالش محسوب می شود آنها هویت را در اعتقادت مذهبی جستجو می کنند و
لذا چنین اقداماتی تحت هیچ شرایطی برایشان پذیرفته نیست به گفتگوی
خبرگزاری فارس با روانشناس توجه کنید : مجتبی آزادبخت در گفتوگو با
فارس درباره علل وقوع حوادث در چهارشنبهسوری گفت: جوان شدن جامعه و
فاصله گرفتن از سنتها یکی از دلایل بروز برخی حوادث در این ایام است.
وی
با اشاره به تأثیر هیجانگرایی و ماجراجویی جوانان در بروز حوادث افزود:
جوان ماجراجو و هیجانگرا منتظر فرصتی است که عرضاندام کند و بودن خود را
حتی با به خطر انداختن خود و دیگران به نمایش بگذارد که اگر این رویه به
همین منوال ادامه پیدا کند جز اینکه به زندگی و سلامت افراد لطمه وارد
کند نتیجه دیگری نخواهد داشت.
وی درباره عدم موفق بودن هشدارها و
تبلیغات در این زمینه خاطرنشان کرد: جامعه هدف ما، جامعهای فعال، پویا و
هیجانی است که قطعاً نصیحت کردن آنها فایده نخواهد داشت و تا زمانی که
خود جوان شوک حاصل از این حوادث را تجربه نکند متوجه آثار سوء این رفتارها
نمیشود و در این زمینه تنها فرهنگسازی است که میتواند مؤثر واقع شود.
این
روانشناس فرهنگسازی در زمینه قوانین راهنمایی و رانندگی توسط رسانه ملی
را موفق ارزیابی کرد و افزود: رسانهها میتوانند همانگونه که در زمینه
تغییر فرهنگ رانندگی موفق عمل کردند و به کاهش تلفات رانندگی منجر شد، در
زمینه اینگونه ناهنجاریها نیز برنامهریزی کنند.
وی افزود: اگر هدف
اصلی جامعه، از برگزاری این مراسم به جاآوردن سنتها است، میتوان این
مراسم را به همان شکل که نسلهای قبل برگزار میکردند و به کسی آسیب
نمیرسید، برگزار کرد.
آزادبخت به ضرورت آگاه ساختن جامعه به سالم بودن
نفس برگزاری سنت چهارشنبهسوری اشاره و تأکید کرد: باید سالم بودن نفس این
سنت را همان طور که در متون مختلف تاریخ آمده است، به مردم آموخت.
آزادبخت
به کمرنگ شدن شادی در جامعه اشاره و تصریح کرد: جوانان در گذشته دغدغههای
کمتری داشتند و متأسفانه امروز مشکلاتی که در گذشته مختص بزرگان خانواده
بود به جوانان نیز سرایت کرده و همین عامل باعث کمرنگ شدن شادی در بین
جوانان شده است.
وی درباره ضرورت برخورد با هنجارشکنان در این روز گفت:
وقتی که از درون این هیجانات، رفتاری برای تهدید امنیت ملی و تخریب اموال
عمومی انجام میشود قطعاً این رفتار مستلزم برخورد قضایی است.
دیدید
حتی این آقای روانشناس هم در نهایت دست به دامن برخوردهای تند قضایی شد .
این به اصطلاح کارشناسان در دستگاه های رسانه ایی ما کم نیستند آنها بجای
آنکه بر روی اصول اصلی علمی خویش پا فشاری کنند اهرمی می شوند در دست قوای
پلیسی کشور ، و بدین شکل از هیچ همان کوهی را می سازند که قابل خاموشی
نیست . ارد بزرگ می گوید : زمانی می توانید کسی را از راهی بازدارید که
ابتدا هدفش را دگرگون ساخته باشید . تا کسی هدفش دگرگون نگردد شما راه به
جایی نخواهید برد .

مدیران
مخالف برگزاری جشن چهارشنبه سوری باید توجه داشته باشند فرهنگ با چماق دفع
نمی شود اگر می شد عید نوروز همچنان در کشورهای آسیای میانه و یا ترکیه با
اینکه حاکمیت دهها سال در دست مخالفین این سنت ها بود باز هم باقی نمی
ماند . پس سنت های ملی جزوی از فرهنگ عامه هستند این سنتها مخالف هیچ دین
و آیینی نیستند و قابل پاک شدن هم نیستند همانگونه که در طی 1400 سال
گذشته پاک نشده اند .
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت توسط ..:: جعفر معروفی ::..
www.farhangiran.com
نویسنده فرامرز دادرس
۳۰ بهمن ۱۳۸۷ به تازگی در بخش فارسی رادیوی جهانی فرانسه،
گفتگوهایی
در باره کتابی، بنام بالندگی و بازندگی ایرانیان: دلایل عقب ماندگی
ایرانیان و آسیب شناسی جامعه ایران، با نویسنده و ناشر کتاب آقای جمال
هاشمی برگزارمی شود، که بگفته چند تن از هم میهنان ، دراین برنامه ها،
سخنان بی بنیادی نیز در باره تاریخ و فرهنگ ایران گفته می شود، این برنامه
رادیو یی برخی از ایرانیان را بسیار آزرده نموده است. پیش از آنکه به
بررسی چکیده این گفتار ها پرداخته شود، بایستی یاد آور شویم که چند ماه
پیش، دردسامبر 2008 ، در پی بروزبحران مالی در جهان، دولت فرانسه نیز برآن
شد که در برخی از سازمان های وابسته به دولت، با بهره گیری ازنوآوری های
پیشرفته اینترنتی، ازهزینه های جاری بکاهد، که پیامد آن در رادیو های
وابسته به رادیو جهانی فرانسه، و رادیو بخش فارسی آن، کم کردن کارمندان
ازیازده تن به سه یا پنج تن می باشد.
شوربختانه برخی از کارمندان
این بخش ازرادیو، با خطر بیکاری روبرو می باشند، ودر این دوران بخت بدست
آوردن کارتازه، برای آنان اندک است. از این گذشته بایستی در نظر داشت، که
شنوندگان بخش فارسی رادیو فرانسه، روز بروز کمتر می شوند، بخش فارسی این
رادیو که نزدیک به بیست سال پیش در کشورفرانسه بنیاد نهاده شد، در آغاز کم
و بیش شنوندگانی داشت، چون بسیاری ازایرانیانی که به فرانسه کوچ کرده
بودند، زبان این کشور را نمی دانستند، و برای شنیدن خبر هایی در باره
ایران، ناچار به رادیو های بیگانه مانند، بی بی سی و اسرائیل و آمریکا روی
می آوردند، ولی با گذشت بیست سال، شنوندگان این رادیوها، یا در گذشته اند
ودر میان ما نیستند، و یا دست کم زبان های بیگانه را تا اندازه یی فرا
گرفته اند، که بتوانند نیاز های خبری خود را، از راه های دیگری بدست
آورند. پاره یی از هم میهنان نیزبا آشنایی با اینترنت، دیگر زمانی برای
گوش فرا دادن به رادیو، تلویزیون ها ندارند، و تنها شمار اندکی ایرانی و
فارسی زبان می ماند ،که هنوز شنونده این گونه رادیو ها می باشند. از سویی
فرزندان ایرانیانی که به خارج کوچ کرده اند، مانند پدران ومادران خود، در
فراگیری زبان های بیگانه دشواری ندارند، و در دانش نوین و زبان های
گوناگون توانا می باشند، و از سویی دیگر، دلبستگی به شنیدن این گونه رادیو
ها از خود نشان نمی دهند.
هم میهنان گرامی می دانند، که در چند
ماه گذشته چند رادیو تلویزیون تازه به زبان های فارسی و کردی و ترکی، در
کشور های گوناگون به پخش برنامه پرداخته اند که همگی بسوی ایران فرستاده
می شوند، که می توان از بی بی سی و رادیو تلویزیون ترکیه، نام برد، و
بزودی هم بخش تلویزیون فارسی زبان، اسرائیل نیز آغاز بکار خواهد کرد.
بنابراین شمار شنوندگان بخش فارسی رادیو فرانسه باز هم کمتر خواهد شد. این
تصمیم دولت فرانسه از سویی خردمندانه می باشد، هر چند که به بیکار شدن چند
تن از هم میهنان گرامی بیانجامد. وباید پذیرفت که در دنیای نوین، که هر
روز به پیش می رود نمی توان با ابزار گذشته کار را دنبال کرد.
به
نظر می رسد که پشتیبانی ایرانیان فرانسه، از کارکنان بخش فارسی، اندک بوده
و یا کار آیی چندانی نداشته است، حتی برخی از ایراندوستان از این تصمیم
دولت فرانسه پشتیبانی کردند، و بر این باورند که این رادیو بهره چندانی
برای ایرانیان نداشته است، و اشاره هایی هم به رویداد سال 2000 ترسایی
کردند، که دو تن از پژوهشگران ایرانیکا که از سوی دکتر یارشاطر و
ایرانیکا،فرستاده شده بودند، گفتار های نادرستی در باره تاریخ و فرهنگ
ایران، در این رادیو باز گو کرده اند، که در آن هنگام نیزچند تن از
ایرانیان میهن دوست به این برنامه رادیو خرده گرفتند. اینگونه برنامه ها،
ایرانیان میهن دوست را می آزارد، و آنان را وادار به برخورد های گوناگون
می کند، واین واکنش ها بگوش سرپرستان رادیو و تلویزیون ها می رسد، و آنان
گمان می برند که شنوندگان فراوانی به این برنامه ها گوش می کنند. این گونه
گفتار ها در باره تاریخ و فرهنگ ایران تازگی ندارد، و بار ها از زبان
نویسندگان وابسته به حکومت اسلامی، و سران این حکومت شنیده شده است.
شوربختی دراین است، که در درازای این بیست سال ، با بودن چند انجمن
باصطلاح فرهنگی درفرانسه، و گزافه گویانی که خود را رهبر و رئیس و
پیشگامان فرهنگ ایران می نامند، ایرانیان فرانسه بجز سکوت از این پرگویان
چیزی ندیده و نشنیده اند، تا جایی که حتی پنهانی وبدور از چشم مردم ،از
این کار های نابخردانه نیزپشتیبانی می کنند، و مردم را به برگزاری کنسرت
موسیقی و دیگر بازی ها سرگرم می نمایند. تارنمای فرهنگ ایران، می کوشد که
پاسخی شایسته و کوتاه به سخنان، آقای جمال هاشمی، نویسنده و ناشر کتاب،
بالندگی و بازندگی ایرانیان، که گفتگو هایش در بخش فارسی رادیو فرانسه ،
ایرانیان آزاده را، دل آزرده نموده است، داده شود. بدوراز هرگونه پیورزی،
بایستی پذیرفت که، یک ناهنجاری فرهنگی درمیان ایرانیان دیده می شود، که
پژواک آن را بویژه در سی سال گذشته، درزیر لوای حکومت اسلامی می شنویم، هر
چند جا دارد که در باره پاره یی از سخنان آقای جمال هاشمی ، و دیگر هم
اندیشان ایشان، در پیوند با برخورد های اجتماعی ایرانیان، و گفتار، کردارو
رفتار آنان در درازای تاریخ، به بررسی بیشتری پرداخته شود. ولی برخورد
آقای جمال هاشمی با تاریخ و فرهنگ ایران، پژوهشگرانه نیست و برخاسته از یک
اندیشه دینی، و تحت تاًثیر تربیت و آموزش های اسلامی می باشد ، و پیروان
چنین اندیشه یی با هر چه که پیش از اسلام بوده سر ستیز دارند.
آقای جمال هاشمی، پژوهشگر و نویسنده کتاب "بالندگی و بازندگی ایرانیان" می
گوید : از پیش از هخامنشیان از زمان مادها، علائم عقب افتادگی ایران
مشاهده میشود. از ابتدای تاریخ ایران "قدرت گرائی" و "قدرت نمائی" تنها
ارزش والا از دیدگاه پادشاهان و هیأت های حاکمه این کشور بوده است... پاسخ
تار نمای فرهنگ ایران:
وارونه گفتار آقای جمال هاشمی ، پس از ماد
ها نه تنها عقب افتادگی دیده نشد، بلکه مردم ایران به داشتن شاهنشاهی
مانند کورش بزرگ، بنیانگذار نخستین منشور حقوق بشر، که پایه منشور کنونی
حقو ق بشر در سازمان ملل متحد امروز می باشد، مباهات می کنند.
وپس
از کورش، این داریوش بزرگ بود ، که بزرگترین شاهنشاهی سامان یافته جهان را
با سازمان های گوناگون بنیاد نهاد، تا جایی که بیست و دو کشور آن زمان، در
پناه این شاهنشاهی بزرگ، با برخورداری از حقوق و آزادی های گوناگون
انسانی، در آرامش زندگی می کردند. و بی شک آقای جمال هاشمی، می دانند که
از دیر باز تاکنون، پایه های همه حکومت ها، چه جمهوری و یا پادشاهی و چه
حکومت های دینی و ایدئولوژی، استواربر قدرت گرایی و قدرت نمایی می باشد، و
این ویژه ایرانیان نبوده و نیست، چون اگر بجز این بود، چه نیازی به
نگهداری ارتش و پلیس و نیرو های امنیتی و جنگ ابزار های گوناگون و اتمی با
هزینه های سرسام آور می باشد؟
. وچه نیازی برای به دست گرفتن رهبری اقتصاد جهان، ورسانه های همگانی در چهار گوشه گیتی دیده می شود؟
.
تا زمانی که آدمیان، خوشبختی خود را در خوشبختی دیگران جستجو نکنند، ودست
از خود کامگی ، خود خواهی و خود پسندی بر ندارند، ما گواه چنین ناهنجاری
هایی خواهیم بود. آقای جمال هاشمی می افزاید: بر خلاف این باور عمومی در
ایران، اعراب کتاب های ما را نسوزاندند. اصولأ، میراث چندانی نبود که کسی
آنرا به آتش بکشد پاسخ تارنمای فرهنگ ایران:
پس از یورش سپاهیان
اسلام به ایران و دیگر کشور ها بر پایه آیه 59 سوره الانعام کتاب قرآن
وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یابِسٍ إِلاَّ فِی كِتَابٍ مُّبِینٍ و نه هیچ تر و
خشكى وجود دارد، جز اینكه در كتاب مبین ثبت است. در تازش به ایران نیز
همین رویداد پیش آمد و گذشته از گرداندن آسیابها با خون ایرانیان، سعد بن
ابی وقاص، هنگامیکه از عمر در باره کتاب های کتابخانه های ایران دستور می
خواهد، عمر بن الخطاب می نویسد:آنها را در آب افکن، زیرا اگر متضمن هدایت
باشد، خداوند ما را با کتابی که راهنما تر از آنهاست هدایت کرده و اگر
مایه گمراهی باشد خداوند ما را از آن بی نیاز ساخته است. اخبار الحکما چاپ
مصر ج 1 ص 33- مختصر الدول ابی افرج ملطی - تاریخ التمدن الاسلامی جرجی
زیدان ج 3 ص 41 - کشف الظنون حاجی خلیفه چاپ ترکیه ج 1 ص 446 - معجم
البلدان ج 5 ص 243 آقای جمال هاشمی، تنها سخن از کتاب سوزان می کند، ولی
کتاب شویان را به یاد نمی آورد. اوستا کهن نامه ایرانیان بر روی دوازده
هزار پوست گاو نوشته شده بود، که درزمان اسکندر گجستک ، به غارت رفت و سپس
در دوران پادشاهی ساسانیان بخش هایی از آن باز سازی شد.
کتاب های
ایرانیان بیشتر بر روی پوست گاو، آهو و دیگر جانوران، و پارچه نوشته می
شدند، و می دانیم که سوزاندن پوست جانوران با دود و بوی بدی همراه است،
ودیگر اینکه پوست جانوران و پارچه در آن زمان نیز با ارزش بودند، و از
اینرو پوست و پارچه را با آب می شستند، و سپس دوباره از آن بهره برداری می
کردند. در حالیکه خود عربها و برخی مردم پیرامون عربستان بدلیل بیچارگی و
ناتوانی مالی، نوشته های خود را روی استخوان جانوران، برگ و پوست خشک
درختان می نگاشتند، و حتی قرآن نیز بر روی این چیز ها نوشته شده بود.
در مصر که نوشته های دانشمندان آنان بر روی کاغذ های پاپیروس نگهداری می
شد، سپاهیان اسلام سوخت ششماه گرمابه های مصر را با سوزاندن کتاب های آنان
فراهم کردند. هدف تازشگران اسلام ، با فرمان های بر گرفته شده از کتاب
دینی خود، از میان بردن شناسه فرهنگی و تاریخی وعلمی مردم ایران و دیگر
کشورهای شکست خورده بود، در این میان، بویژه ایرانیان بایستی به بردگان یا
بگفته عربها ،موالیان بی هویتی تبدیل شوند، واین سیاست تاکنون نیز از سوی
بازماندگان آن قوم تازشگر، دنبال می شود. آقای جمال هاشمی، اگر نگاهی
پژوهشگرانه ، به برخی بنا های باستانی ایران مانند تخت جمشید یا پارسه
بیاندازد، بخوبی در خواهد یافت، که برای ساختن چنین بنایی، نیاز به دانستن
دستکم هندسه و ریاضی و دیگر دانش ها می باشد.
یک فرمانروایی جهانی
(امپراتوری) مانند ایران بزرگ آن روزگار، برای نگهداری سرزمین های پهناورش
در برابر دشمنان بی شمار، نیاز به یک ارتش نیرومند و کار آمد و ابزار های
گوناگون جنگی داشته است، که تنها در سایه دست یافتن به دانش می توان از
این ابزار و توانایی برخوردار گشت. اگر ایشان نگاهی به آمریکا ، روسیه و
دیگر کشور های ابر قدرت جهان بیاندازد، در خواهد یافت، که اداره یک
امپراتوری نیاز به دانش وویژه کاری (تخصص) دارد.
مگر اینکه ایشان
نیز در پاسخ، مانند پژوهشگر دیگری بنام آقای ناصر پور پیرار، کورش و
داریوش را افسانه، و یادمان های پارسه را، ساخته و پرداخته دست یهودیان در
صد سال پیش بپندارد!. در جایی که خود پیامبراسلام در حدیثی در (میزان
الحكمه، ج10، ص4568) پاسخ آقای جمال هاشمی را پیشاپیش داده است. می
گوید:لو كان العلم بالثریا لتنا و له رجال من فارس اگر دانش درثریا باشد،
بی گمان مردانی از ایران به آن دست مییابند.
آیا پیامبر اسلام که
خود از مردم عرب، وبر این باور بود، که ایرانیان مردمی هستند ،که همواره
به دنبال دانش می باشند، بهتر می دانست که ایرانیان چه داشته اند، یا آقای
جمال هاشمی ! که پیرو پیامبر اسلام می باشد؟
منبع :
http://ettelaat.net/09-februari/news.asp?id=35538&sort=Culture
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت توسط ..:: جعفر معروفی ::..
دو خود فروخته صورت های خود را در پشت نقاب نقادی پنهان نموده و میهن خویش را به پست ترین واژه ها می آلایند .
فرزاد جوادی ( وطن فروش ) و جمال هاشمی ( تازی ) می کوشند ایران را با تمام بزرگی و دانشی که به جهان هدیه نموده را در پای سرزمین تاریکی غرب قربانی می کنند . کارگردانی این کار شوم بر عهده (( رادیو فرانسه )) است دستگاه سخن پراکنی دولت سارکوزی که تشت رسوایش مدتهاست بر زمین افتاده است .
این دو می گویند : چطور ممکن است که بمب اتم در هیروشیما بیفتد و یا در شهرهای ترز و هامبورگ چند هزار بمب بیفتد و باز هم کتابها و آثار نیاکان ژاپن و آلمان باقی می ماند ! و اما چطور در ایران با حمله اعراب همه چیز نابود شده است ؟!!!
اینان براستی در پای درس سفسطه گران یونانی نشسته اند . آخر این چه قیاسی ست مگر این سه شهر به معنای کل این کشورهاست ! مگر 50 سال پیش با 1400 سال پیش قابل قیاس است ! مگر اندک کتابهای دست نوشته آن زمان با وجود میلیونها کتاب در دست مردم به مدد صنعت چاپ قابل قیاس است ؟! . مگر دو شهر ایرانی تصرف شد ؟ و یا نابود شد ؟نخیر ایران حداقل به مدت دو قرن در حالی که کوچکترین اسباب حفاظت از تاریخ و علوم نیاکان خود را نداشت و بابت هر کتاب باید جانی می پرداخت و کتابخانه هایش ، هم به مدد فهم پایین تازیان در آتش سوخت .
از این بحث بگذریم شما گفتید پور سینا و یا فردوسی و غیره مربوط به عهد اسلامی هستند و در واقع هدیه اعراب به ما هستند . یعنی شما فر و بزرگی ایرانیان را پس از یک وقفه 300 ساله ، هدیه اعراب به ایرانیان می دانید اعرابی که دختر و پسر این مملکت را به کنیزی و نوکری بردند ! تف به آن بی غیرتی تان !
پس بگوید رشد ایران پس از مغول هدیه مغول است و ظهور نادر شاه افشار هدیه محمود و اشرف افغان !
اگر ابن سینا کتاب می نویسد و اگر فردوسی شاهنامه گران سنگ را .
همه برگرفته از اندک نسخ برجای مانده از گذشتگان است چطور شما نام خدای نامه را نشنیده اید؟! که ماحصل تجربه پیشینیان است و فردوسی در 75 هزار بیت آن را منعکس می کند .
ابن سینا و فردوسی اگر کتابی دارند در واقع جمع آوری همان اندک نوشته های باقی مانده از نیاکان ماست و اگر خیام و بیرونی آن خدمات و مطالب جاودانه را می نگارند برگرفته از خرد و محصول برجای مانده پیش از حمله اعراب است . علم ناگهانی نیست تمام نوشته های آنان هم کشف نیست که جمع آوری اطلاعات است . و بعضا در این بین نبوغی همچون به نظم آوری فردوسی هم داشته اند اما ریشه همان ریشه باستان است که شما منکر آنید.
شما که لاف یونان و روم را می زنید بگویید ببینم این قدر ما را متهم به تنها در اختیار داشتن سنگ نوشته ها می کنید و یونانیان را از بانیان مکتوب کاغذی !!! بفرمایید ببینم دست نوشته های سقراط ، ارسطو و افلاطون کجاست ؟!
بگویید ببینم نوشته های دژیون و هردوت کجاست ؟
اتفاقا شما هستید که همین سنگ نوشته ها را ندارید !...
برای نمونه باید گفت که الواح خشتی ما را که آمریکایی ها پس نمی دهند چون می دانند یکی از ارزشمندترین آثار تاریخی را در اختیار دارند به این قسمت از گزارش «آسوشيتدپرس» توجه کنید : اين الواح، يادگار مردمي هستند كه امپراطوري آنها، زماني تنها
امپراطوري اين كرهي خاكي بوده و علاوه بر ايران، بخشهايي از هندوستان،
تركيه و مصر فعلي را نيز تحت حاكميت خود داشته است. حال با گذشت سالها از
كشف اين الواح و انتقال آنها به آمريكا براي مطالعات علمي، معلوم نيست كه
چه سرنوشتي در انتظار الواح گلي هخامنشي است.

آقایان جوادی و هاشمی شما عقده و دردتان فراتر از این حرفهاست فرزاد جوادی سست عنصر این جا ایران است نه یک کشور بدوی و عقب افتاده ، اینجا یا حرف نزن و یا اگر زدی پایش بایست و از این و آن کمک و یاری نخواه! که بله به من حرفهای رکیک می زنند از من حمایت کنید ! . شما غلط می کنید که تاریخ ایران را به نام اعراب بدوی ضرب می زنید .
جمال هاشمی دروغگو مگر در دوران ساسانیان حکیمی همانند بزرگمهر ( بوذرجمهر ) ما نداشته ایم ؟! که اسم آن را لاک می گیری ! از انوشیروان یاد می کنی و بزرگمهر را نمی بینی ؟!. جناب کافیست نام بزرگمهر را سرچ کنی تا صدها نصیحت او را در سایت های جوانان ایرانی بخوانی ...

جمال هاشمی
و ببینی که او زنده است او جاری است و این فر ایرانیان است که تو و امثال تو سعی در نابود کردن آن را دارید .
می خواهید بگوید پیش از اسلام اصلا ایران حکیمی نداشته فکر کردی دهانت را برای بچه ها باز و بسته می کنی !
برای ضد ایرانی بودن تو همین بس که مدارس نظامیه که از ابتکارات خواجه نظام الملک برای اعتلای ایرانیان بود را تخطئه و بی ارزش می پنداری و ابومسلم و بابک خرمدین را آدمهایی بی مقدار و خونریز معرفی می کنی . یعقوب لیث را دزد می نامی ... شرف ایرانی تو کجاست ؟! کسانی که بر علیه دستگاه خلیفه جنگیدند را به ریشخند می گیری و اسم این را می گذاری چه ؟؟؟
شما هیچ حرفی برای گفتن ندارید جز پرده دری و رجز خوانی برای خوش آیند اجنبی . اسم کارتان را گذاشته اید نقد !
فکر می کنید کاشف هستید ؟ فکر می کنید عوام و وخاص این مملکت خر هستند و شما پیشوا !
این جا ایران است سرزمین نجیب زادگان و شما در سرزمین غرب ، آنجایی که درس های سفسطه آمیز می دهند و ماکیاول که خود شیطان است را پرورش می دهند ...
امروز شما به ساموئل هانتينگتون با جنگ تمدنهایش می بالید و ما به ارد بزرگ و آرمان نامه اش ....
ما به کمک به کشورهای دیگر می بالیم و شما به استعمارتان
ما بزرگترین کشور پناهجویانیم و شما پناهگاه غارتگران کشورها
ما بدنبال گرفتن حقوق ملی و میهنی خود هستیم و شما مانع آن در سازمانهای استعماریتان
و سخن آخر به سیاستگذار رادیو فرانسه :
« ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست// عرض خود میبری و زحمت ما میداری » ...
جعفر معروفی
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت توسط ..:: جعفر معروفی ::..
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت توسط ..:: جعفر معروفی ::..
آقای فرزاد جوادی
شما با تخریب تاریخ نیاکان خود و ما ....مسخره و طعنه به میهن پرستان چه چیزی را دنبال می کنید ؟
من تا به امروز در مورد شما جز دو خطی از سر شکوه چیزی در وب سایتم ننوشتم اما امروز برآنم شما را کمک کنم همانگونه که شما تخریب تاریخ و دریدن سینه و قلب ایران را نوعی کمک می دانید باید سینه و قلب اندیشه شما دریده ! شود تا بدانید از درون جنازه ، کودک بر نمی خیزد ! هدف شما کمک نیست شما دشمن میهن و سرزمین ما هستید ...شاید به امثال من ریشخند بزنید و بگویید تریبون و رادیو در دست ماست و صدای ما را در جهان می شنوند اما این اشتباه است دنیای برتری رسانه رادیو گذشته امروز اینترنت میدان را در اختیار دارد و هر کس نام شما را در موتورهای جستجو سرچ کند خیلی سریع به ماهیت شما پی می برد .
آنجا در دست ایرانیان سربلندیست که پشت پرده شما را به نمایش می گذارند من مطمئنم شما خیلی زود به اشتباه خود پی خواهید برد اما آن زمان هزاران واژه به قول شما رکیک پسوند و پیشوند نامتان خواهد بود . و کسی هم نمی تواند آنها را پاک کند !
به نظر من خانم آغداشلو در مورد شما کاری را کرد که لایقش بودید و البته کم بود امروز که در گوگل رادیو فرانسه را چک می کردم متوجه شدم رادیو فرانسه در حال از دست دادن اندک اعتبار خود است و این بسیار وحشتناک است شما را دولت ایران تحریم نمی کند این بار ملت ایران است که از شما بیزاری می جوید چون می بیند شما ایران را تحقیر می کنید چون می بیند درد شما نقد درست و منصفانه تاریخ نیست درد شما غرور کاذبیست که سر تا پای وجودتان را گرفته است بزودی متن کاملی در مورد عملکرد و برخوردهای شما خواهم نوشت و با این باور که صدای ما در واژه های که تایپ می کنیم همچون سخن شما باد هوا نمی شود و 5 سال دیگر هم کاربردی همانند امروز دارد برای فرزندان ایران به یادگار می گذاریم...
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت توسط ..:: جعفر معروفی ::..