تبليغاتX
فردوسی ، نیای بزرگ ایرانیان

فردوسی ، نیای بزرگ ایرانیان

هــمــانــا كـــه نـــامـــت بـــه آيـــد ز گـــنـــج … بـه رنـجـســت گــنــج و بــه نــامــســت رنج

امروز در سایت گرداب دو مقاله خواندم در مورد پشت پرده سایت ویکی پدیا ، این دو مقاله برگرفته از روزنامه وطن امروز بود به قلم توانای خانم دکتر زهرا طباخی ، در این ارتباط مطالبی به ذهنم رسید که لازم دیدم اینجا بنویسم :

http://www.gerdab.ir/files/fa/news/1389/6/8/5545_776.jpg

آنچه تا به امروز از خط سیر فکری مدیران ویکی پدیا بخصوص بخش فارسی آن دیده ایم حمله به دوستی ملتهای منطقه بخصوص ایران و افغانستان است آنها ابتدا نام "ارد بزرگ" را از زندگینامه "احمدشاه مسعود" حذف نمودند و سعی کردند آن یار و دوست ایرانیان را در برابر ملت ما نشان دهند پس از آن به زندگینامه ارد بزرگ حمله کردند ابتدا سعی نمودند آن را مثله کنند اما وقتی اعتراضات عمومی را دیدند تصمیم گرفتند صورت مسئله را به کلی پاک کنند! و این شد که مقاله "ارد بزرگ" از سایت ویکی پدیا حذف گردید !!! اما این حذف پایان کار نبود آنها "نظریه قاره کهن" ارد بزرگ که به همگرایی کشورهای فلات ایران می پردازد را نیز مورد حمله قرار دادند کاری که تا پیش از آن توسط پانترک ها و پشتونهای افراطی طالبان انجام می شد این اقدام مدیران ویکی پدیای فارسی چهره واقعی آنان را عیان نمود از این رو بسیاری از کاربران قدیمی ، فارسی زبان کشورهای ایران و افغانستان از این سایت خارج شدند.

گویا مدیران ویکی پدیای فارسی دستور برخورد سریع با هر آنچه که می توانست نمادی از دوستی ملت های منطقه باشد را دریافت کرده بودند!

از این رو بلافاصله به مقاله کهکشان اندیشه حکیم ارد بزرگ حمله کردند ، مقاله ایی که در رد نظریه "دهکده کوچک جهانی" و پرداختن به هویت بومی کشورها بود آنها آن را هم حذف کردند !...

نظریه دهکده کوچک جهانی از مارشال مک لوهان (کانادایی و افسر ارشد پیمان ناتو) است و مشخص بود که نظریه کهکشان اندیشه به مذاق غرب خوش نیامده است . چرا که ارد بزرگ در آن نظریه می گوید غرب نمی تواند با کوبیدن بر طبل جهانی سازی و دهکده کوچک جهانی، فرهنگ خود را بر دیگر سرزمین ها تحمیل کند و اتفاقا ایران با تکیه بر فرهنگ غنی خویش آنها را به زانو در خواهد آورد .

مدیران ویکی پدیا باز هم ساکت ننشستند ! و به هر جایی که نامی از ارد بزرگ بود تاختند و حتی مقاله شهر "شیروان" و یا شهر "مشهد" که در آنها نام ارد بزرگ به عنوان مشاهیر آن شهر ها در کنار دیگر اسامی بود رفته و نام ارد بزرگ را به کلی حذف نمودند !؟...

دامنه این یورش های هدفمند به مقالات دیگری همچون جاده ابریشم کشیده شد می دانیم که ارد بزرگ گفته است این راه ایران است که چهار هزار سال ، اندیشه خویش را به شرق و عرب ارزانی داشته و چین نمی تواند با نام راه ابریشم که 50 سال بیشتر عمر ندارد این راه را به نام خود کند .

اکنون دو سال از آن طوفان کثیف در ویکی پدیا ی فارسی می گذرد آیا اذهان عمومی اقدامات ناشایست مدیران سایت ویکی پدیا را فراموش کرده است ؟!

آیا غرب می تواند فلات ایران را بیش از این تجزیه کند و با اختلاف افکنی ، دوستی کشورهای منطقه را تحت تاثیر قرار دهد ؟ دو مقاله شیوای خانم "دکتر زهرا طباخی" نشان داد که اندیشه های بیدار آزادگان را نمی توان خاموش و بایکوت نمود . 

در ادامه دو مقاله "ویکی‌پدیا؛ ابزار تاریخ‌سازی صهیونیسم" و "ویکی‌پدیا و کلیدواژه‌های بنيادي" خانم زهرا طباخی برگرفته از سایت گرداب تقدیم می گردد :


ویکی‌پدیا چگونه تاریخ را کنترل می‌کند؟ (1)
عمل‌گرایی ویکی‌پدیا باعث شده برای دوام خود، وابسته به تیم‌های صهیونیستی‌ای باشد که داوطلبانه در برابر دریافت اندک هزینه همکاری، واقعیت را دست‌کاری یا به دلخواه حذف کنند.
گرداب- "ویکی‌پدیا" دانشنامه‌ای است همگانی و آزاد؛ بدین معنی که همه می‌توانند به نوشتن و ویرایش نوشتارهای موجود در آن بپردازند. البته این نوشتارها و ویرایش‌ها باید مطابق با اساسنامه ویکی‌پدیا باشد؛ یعنی مطالب بی‌طرفانه و بدون پایمال کردن حق نشر دیگران نوشته شده باشد. مدیریت بررسی نوشتارها به وسیله گروهی از گردانندگان انجام می‌شود. کسانی که در امر تکمیل این پروژه بی‌پایان مشارکت می‌کنند، به هم‌زبانان خود یاری رسانده‌اند تا در امر گردآوری بی‌همتاترین دانشنامه جهانی سهمی داشته باشند.

ویکی‌پدیا به لحاظ ساختاری نیز بی‌همتاست، چونان بدنی ارگانیک عمل می‌کند، یعنی آنکه کلونی نیست؛ اصول کلی در آن راه را برای هر عضو به جهت بهبود ساختارش روشن می‌سازد، پس پراگماتیک نیز هست. ویکی‌پدیا شامل درخشان‌ترین اصول همکاری‌های نزدیک گروهی در تاریخ بشری است که تا کنون نظیر آن در تاریخ مشاهده نشده، از آن جمله "ویکی‌پدیا محل تمرین دموکراسی نیست..." یا "هرگز درباره چیزی رأی نگیرید مگر آن‌که واقعا ناگزیر از انجام آن باشید..."

جملات بالا عینا تعاریفی است که ویکی‌پدیا در وصف خود به کار برده است اما آنچه در این میان جالب توجه است اشاره مستقیم ویکی به نظم نوینی است که در ذیل تعریف دموکرات نبودنش به آن اشاره کرده است. ویکی‌پدیا پراگماتیک است! این عبارت دقیقا در برابر تعریف سیاسی "محافظه‌کاری" به کار می‌رود و به معنای عمل‌گرایی است. از دیدگاه پراگماتیسم، معیار حقیقت، عبارت است از سودمندی، فایده، نتیجه و نه انطباق با واقعیت عینی. در واقع، حقیقت هر چیز به وسیله نتیجه نهایی آن اثبات می‌شود.

همین عمل‌گرایی و تطبیق واقعیات با سودمندی‌شان موجب شده است ویکی‌پدیا برای دوام آنچه مایل است در تاریخ نگاری نوینش ماندگار شود، وابسته به تیم‌های صهیونیستی‌ای باشد که داوطلبانه در برابر دریافت اندک هزینه همکاری، واقعیت را دست‌کاری یا به دلخواه حذف کنند. بیماری نظم نوین ارائه شده از سوی ویکی، شاید در فضای مجازی نوظهور باشد، اما سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد. به قضایای مشهور صهیونیستی زمانه خودمان توجه کنید، جاودانگی حوادثی مانند "هولوکاست" یا "۱۱ سپتامبر" با تمام حواشی حول آنها و غیر جهانی بودن‌شان مثال‌های فاش چگونگی اجرای این نظم توام با بی‌نظمی است. بی‌نظمی‌اش آنجا بروز می‌یابد که اهمیت جهانی حادثه‌ای مثل ۱۱ سپتامبر را با سایر وقایع هولناک بشری مقایسه کنیم و میزان توجه به هر کدام را در کفه ‌ترازوی عقل و منفعت قرار دهیم. نتیجه عقلانی با برآورد منفعت‌طلبانه کاملا در تضاد است. این همان واقعیت فلسفی مهمی است که توجیه‌کننده کشتار کودکان غزه است در حالی که هم‌زمان ویکی‌پدیا جنگ غزه را آغاز حضور نیروهای داوطلب بنیادهای خیریه جهانی برای آموزش کودکان غیر متمدن یک باریکه معرفی می‌کند.

یا در جایی دیگر با افتخار اعلام می‌کنند کاربری موفق شد نقشه رژیم صهیونیستی را بدون بلندی‌های جولان و کرانه غربی در ویکی‌پدیا به ثبت رساند اما این‌که اکنون دیگر چنین چیزی وجود ندارد مربوط به سازوکار ویکی‌پدیا می‌شود. سازوکاری که ماسون‌ها برای اداره جهان فعلی و گذر از حال به آینده دلخواه رقم زدند و از سازمان ملل تا شبکه‌های مجازی جهانی مثل "فیس‌بوک" و "توئیتر" یا حتی "گوگل" و "یاهو" تابع و مجری قوانین آن هستند.

دوباره به تعریف باز می‌گردیم، دولت‌مردان و سیاست‌مداران پراگماتیست به کسانی اطلاق می‌شود که امکانات عملی و مصلحت روز را بر عقايد خود مقدم می‌شمارند و به عبارت دیگر برای پیشرفت مقاصد خود یا ماندن بر مسند قدرت، انعطاف نشان می‌دهند.

حقیقت چیزی ثابت و تغییرناپذیر نیست، بلکه با گذشت زمان، توسعه و تحول می‌یابد. آنچه در حال حاضر صادق است، ممکن است در آینده صادق نباشد، زیرا در آینده، افکار و نظریات دیگری بر حسب شرایط و اوضاع جدید، حقیقی شده و متداول می‌شود. تمام امور تابع نتایج است و بنابراین، حق امری است نسبی؛ یعنی وابسته به زمان، مکان و مرحله معینی از علم و تاریخ است. ما هیچ زمان به حقیقت مطلق نخواهیم رسید، زیرا علم ما، مسائل ما و مشکلات ما همیشه در حال تغییر است و در هر مرحله، حقیقت، آن چیزی خواهد بود که ما را قادر می‌سازد به نحوی رضایت‌بخش، مسائل و مشکلات جاری آن زمان را بررسی و حل کنیم.

"BBC" می‌افزاید: یکی از سازمان‌های طراح این اقدام "یسراییل شلی" است که اهتمام ویژه‌ای به مسائل یهود و صهیونیسم دارد. این سازمان برای ده‌ها تن از نویسندگان صهیونیست دوره آموزشی "افزایش داده‌های ویکی‌پدیا با حفظ منافع اسرائیل" برگزار کرده است. "ایلت شاکید"، یکی از اعضای سازمان صهیونیستی یسراییل شلی و از طراحان دوره آموزشی داده‌پردازی در ویکی‌پدیا می‌گوید: «ویکی‌پدیا به دقت از سوی صهیونیست‌ها رصد می‌شود و در میان آنها یکی از منابع پایه جمع‌آوری اطلاعات به شمار می‌رود. از این رو اخیرا 2 سازمان یهودی تصمیم گرفته‌اند دوره‌های آموزشی ویژه‌ای را با هدف حفظ و توسعه اطلاعات موجود در ویکی‌پدیا آغاز کنند.»

نمونه این قضیه، "پژوهانه‌های‌ هاسبارا"ست. این پژوهانه برنامه‌ای است که از سال 2001 و با همکاری وزارت خارجه رژیم صهیونیستی، راه‌اندازی شده و با هدف آموزش دانشجویان برای دفاع از رژیم صهیونیستی روی پردیس‌های دانشگاهی تمرکز دارد. در سال 2007 این موسسه پژوهانه‌هایی را به دانشجویان یهودی می‌پرداخت تا در عوض آنان به فعالیت در ویکی‌پدیا بپردازند و باعث شوند رژیم صهیونیستی عادلانه و به درستی معرفی شود. مورد دیگر راه‌اندازی یک گوگل گروپ از سوی "کمرا"، که سازمانی طرفدار رژیم صهیونیستی است، برای هماهنگی و ‌ترغیب کاربران طرفدار این رژیم در ویکی‌پدیاست. گروه دیگری که انعکاس مطالب مربوط به رژیم صهیونیستی را رصد می‌کند، "نیروی یهودی دفاع اینترنی" است. فعالیت این سازمان شبیه کمراست با این تفاوت که این گروه روی اینترنت تمرکز دارد و نه همه رسانه‌ها. یکی از فعالیت‌های این سازمان معرفی کاربرانی است که اصلاحات آنها در ویکی‌پدیا خوشایندشان نیست، به همراه فهرست کامل مشارکت‌های این کاربران در ویکی‌پدیا و خطاهایی که این افراد در زمینه رژیم صهیونیستی مرتکب شده‌اند. تعدادی از موسسه‌های کمک‌کننده به ویکی‌پدیا، یا موسسه‌های صهیونیستی هستند یا به وسیله افرادی یهودی بنیان‌گذاری شده‌اند. موسسه "اوپن سوسایتی" یا همان "بنیاد سوروس" بنیادی است که گسترش دموکراسی، حقوق بشر، جامعه مدنی و حکومت قانون را مهم‌ترین اهداف خود برمی‌شمارد. "بنیاد میچل کی‌پور" که متعلق به فردی یهودی است و بنیاد خانوادگی "آرلین و آرنولد گلداستاین" که سابقه کمک به امور مربوط به رژیم صهیونیستی را دارد، از دیگر حامیان مالی ویکی‌پدیا هستند. بنیاد "اسلوان" نیز به وسیله برخی منابع بنیادی شناخته شده صهیونیستی، اداره می‌شود. در کل می‌توان نتیجه گرفت با وجود تلاش‌های بسیار بنیادهای صهیونیستی و طراحان پروژه نظم نوین جهانی، حقایق در میان افکار عمومی حفظ شده است، چرا که هنوز این بشر است که راوی حقیقت است و برخلاف آنچه فراماسون‌ها می‌پندارند، آزادگی و لفظ حقیقت‌مداری تنها متعلق به موزه‌های باستان‌شناسی نیست. وجود جزایر قدرتی مثل ایران در منطقه خاورمیانه خود دلالت بر ضعف بزرگ اطلاعاتی صهیونیست‌هایی است که خود را صاحب دنیا می‌پندارند اما برخلاف همه نقشه‌های‌شان، خاورمیانه‌ای جدید و صهیون‌ستیز متولد شده است. تاریخ را همه اقوام بشر خواهند نوشت اما بی‌شک راوی و نگارنده آن ساکنان منطقه تاریخ‌ساز خاورمیانه خواهند بود.

زهرا طباخی/منبع: وطن امروز

منبع  : سایت گرداب


ویکی‌پدیا چگونه تاریخ را کنترل می‌کند؟ (2)
ویکی‌پدیا در برابر فشارهای کاربران مسلمان و ایرانی، بهائیان را تا درجه یهودیان مورد ظلم واقع شده در جریان هولوکاست بالا می‌‌برد.
گرداب- یکی دیگر از راه‌های کنترل تاریخ و نگارش چند باره وقایع قدیمی در "ویکی‌پدیا"، محصور کردن حقیقت در میان قوانین این دانشنامه خطرناک است. "محک گنجاندن مطالب در ویکی‌پدیا اثبات‌پذیری آنهاست نه حقیقت‌داشتن. به عبارت دیگر محک گنجایش مطالب این است که خوانندگان قادر باشند وجود مطالب اضافه شده به ویکی‌پدیا را در منابع معتبر مورد بررسی قرار دهند، نه اینکه نویسندگان به حقیقت آنها معتقد باشند. هر مطلبی که منبع آن یاد نشده باشد می‌‌تواند مورد چالش قرار گرفته و در نهایت حذف شود. ویرایشگران باید منبع معتبری برای هر نقل قول یا هر مطلبی که امکان به چالش کشیده شدن آن باشد ارائه کنند اگر نه آن مطالب برچسب خورده و در نهایت پاک خواهد شد."

"اثبات‌پذیری یکی از 3 سیاست محتوایی ویکی‌پدیاست. 2 سیاست دیگر تحقیق دست‌ اول ممنوع و دیدگاه بی‌طرف است. این سه سیاست به کمک هم نوع و کیفیت مطالبی که در فضا قابل قبول است را مشخص می‌‌کنند. این سیاست‌ها را نباید جدا از یکدیگر بررسی و تفسیر کرد. ویراستاران باید سعی کنند با هر سه آنها آشنا شوند."

با یک مثال سعی می‌‌کنیم موضوع را روشن کنیم، اگر شما مقاله‌ای را برای ثبت در ویکی‌پدیا انتخاب کرده و برای اثبات آن از یک گزارش پخش شده در "بي‌بي‌سي" یا "فاکس‌نیوز" به عنوان منبع نام ببرید موفق خواهید شد مطلب خود را به عنوان "دانش" ثبت کنید اما اگر به طور مثال در بخش منابع به منبعی غیر از وابستگان رسمی به دجال ارجاع داده شود، از سوی مدیر گروه زبان مربوط سانسور خواهید شد! یک هجمه بزرگ در زمینه منابع که چند سال گذشته در بخش فارسی ویکی‌پدیا در فضای مجازی به راه افتاد مربوط به فرقه ضاله و نوظهور بهائيت است که جزء ادیان آسمانی و ابراهیمی دسته‌بندی شده است(!) ویکی‌پدیا در برابر فشارهای کاربران مسلمان و ایرانی به همین 3 قانون بیان شده استناد کرده و بهائیان را تا درجه یهودیان مورد ظلم واقع شده در جریان هولوکاست بالا می‌‌برد!

ویکی پدیا بهائیت را این گونه معرفی کرده است: "دینی که به وسیله میرزا "حسین‌علی نوری"، ملقب به بهاءالله در قرن ۱۹ میلادی در ایران بنیانگذاری شد. بهائیان بهاءالله را فرستاده خدا (پیامبر) در این دوره می‌‌دانند. بهاءالله در سال ۱۸۶۳ این دین جدید را اظهار کرد. شمار پیروانش بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌ است. با اینکه این شمار کمتر از 2/0 درصد جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی ادیان در عالم بعد از مسیحیت دومین دین جهان شمرده می‌‌شود(!) مرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده‌ است."

طبق قوانین ویکی‌پدیا هر گفته جدید در مقاله باید از رفرنس معتبر برخوردار باشد. در تعریف منابع معتبر روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های با شهرت جهانی در رتبه نخست قرار دارند. مثال این بخش روزنامه لس‌آنجلس‌تایمز بیان شده است. پس همه رسانه‌های مشهور وابسته به سیستم دجال به عنوان منابع معتبر و با شهرت جهانی در ویکی‌پدیا پذیرفته می‌‌شوند. به همین جهت است که دست مسلمانان اعم از ایرانی و عرب در قضیه فرقه ضاله بهایی به جایی نمی‌رسد چون منبع معتبر گفته‌های یادشده، دانشنامه معتبر و مشهور "بریتانیکا" درج شده، یعنی بی‌شک بهائیت بعد از مسیحیت دومین دین جهانی از نظر پراکندگی ادیان در عالم برشمرده می‌‌شود و در صورت اعتراض شما می‌‌توانید به اصلاح مراجع اعظم ما مثل بریتانیکا اقدام کنید و اگر نمی‌توانید یعنی جایی هم در تاریخ دستچین شده ویکی‌پدیا نخواهید داشت!

نظام استبدادی و استوار بر رویه غلط اندر غلط ویکی‌پدیا تا آنجا پیش رفته که 3 مدیر ارشد بخش فارسی این دانشنامه حقیقت‌ستیز، خود بهایی هستند! کار به آنجا رسیده که این افراد با استفاده از ابزارهای قانونی ویکی‌پدیا به تقویت پان‌ترک‌ها و باقی جدایی‌طلبان در منطقه پرداخته و با حمایت از پشتون‌های افغان و ترک‌های افراطی نظریه پیوستگی کشورهای فارسی‌زبان را به سرعت حذف کرده و به اختلافات قومی و قبیله‌ای در مقالات با امتیاز بالا دامن می‌‌زنند. قضایای حول نظریه فلسفی- تاریخی "اُرد بزرگ" در باب پیوستگی کشورهای فلات ایران یکی از بحث‌برانگیزترین حوادث چند سال گذشته ویکی‌پدیای فارسی است که با ریزش جمع بزرگی از کاربران ویکی‌پدیا خاتمه یافت. یکی دیگر از نمونه‌های بارز تاریخی در صفحه مقالات مربوط به بهائیان، منبع یکی دیگر از ادعاهای پیرامون بهائیان است که ارتباط گسترده اسرائیل، بهائیت و جدایی‌طلبان را آشکار می‌‌کند. در بخش "واکنش‌ها" به محرومیت‌های بهائیان در جامعه ایرانی ضمن مظلومیت‌زایی برای پیروان این فرقه ضاله آورده است: "برنارد لوئیس معتقد است حکومت‌های اسلامی و جوامع مسلمان همواره در پذیرش ادیانی که پس از اسلام ظهور پیدا کرده‌اند و به خدای یگانه اعتقاد دارند (مانند بهائیان) دچار مشکل فراوان بوده‌اند، چرا که از یک سو نمی‌توان پیروان این آیین‌ها را همانند پیروان ادیان چندخدایی آسیا یا انیمیست در آفریقا سرکوب کرد و از سوی دیگر هم برخورد با آنها همانند مسیحیان و یهودیان بها دادن به آنهاست. به علاوه پذیرش آنها مغایر پذیرش ختمیت وحی در زمان زندگی پیامبر اسلام است. وی معتقد است به علت ضعف ایران در قرن بیستم مردم ایران به دنبال علتی برای این موضوع بودند و به همین دلیل تئوری‌های توطئه‌ای از اینکه یهودیان، بهائیان، فراماسون‌ها و... مقابل پیشرفت ایران می‌‌ایستند به وجود آمد و بین مردم و حتی اقشار تحصیلکرده جامعه محبوبیت یافت. منبع ذکر شده برای این گفتارها کتاب یهودیان اسلام است که نگارنده آن برنارد لوئیس (Bernard Lewis) است. وی متولد ۳۱ مه ‌‌۱۹۱۶ در لندن و استاد بازنشسته مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستون است که در لندن از پدر و مادری یهودی متولد شد. تخصص وی در تاریخ اسلام و اثر متقابل میان اسلام و غرب است و به ویژه به خاطر تحقیقات خود بر تاریخ امپراتوری عثمانی و مناظره خبیثانه‌اش با پروفسور "ادوارد سعید" روی کشمکش میان رژیم صهیونیستی و فلسطین مشهور است. در کنفرانس "بیلدربرگ"، لوئیس پیشنهاد کرد ایران را به قطعات قومی گوناگون بشکنند و میان کشورهای نوپا تقسیم کنند (پروژه‌های کردستان بزرگ، پشتونستان بزرگ و آذربایجان بزرگ). وی در سخنرانی "Iran in History" (ایران در تاریخ) که در مرکز موشه‏ دایان دانشگاه تل‌آویو ایراد شده (18 ژانویه 1999)، نقش ایران در تاریخ و تاثیر آن را بر تمدن جهان به اختصار مورد بحث قرار داده است. لوئیس در این سخنرانی خاطرنشان می‌‏کند که در 2 هزاره پیشین، هیچ فاتحی در ایران نتوانسته در زبان و فرهنگ ایرانی تغییر عمده ‏ای به وجود بیاورد. در عوض همان‏‌طور که در برخی قسمت‌های دیگر دنیا هم دیده شده، فرهنگ برتر همیشه بر فرهنگ‏ فروتر چیرگی یافته است. لوئیس را در جهان به عنوان نگارنده کتاب برخورد تمدن‌ها و پدر تئوری تجزیه‌طلبی در ایران می‌‌شناسند. جالب توجه است که بدانید فردی مثل "محمد خاتمی" در حالی که به عنوان رئیس‌جمهور و نماینده جامعه ایرانی در سازمان ملل حاضر شده بود در عقب‌گردی آشکار و با عبور از پایه‌های برتر فرهنگ ایرانی-اسلامی به زبانی دیگر بر موضع برخورد فرهنگ‌های لوئیس و "ساموئل هانتینگتون" صحه گذاشته و پیشنهاد تئوری "گفت‌وگو‌ی تمدن‌ها" را مطرح می‌‌کند تا بدین وسیله هم به بازسازی نظم نوین جهانی مورد نظر ماسون‌ها کمک کرده باشد و هم غرب را از موضع ضعیف حمله فرهنگی ناموفق رهایی بخشد. خاتمی با علاقه نظریات برنارد لوئیس را دنبال کرده و با درس گرفتن از تاریخ باشکوه ایرانیان به این موضوع واقف بود که فرهنگ غنی ایران اسلامی ذاتا پتانسیل و بنیه بلعیدن بی‌فرهنگی شناور غربی را دارد پس تئوری بست دوستی‌ها و وادادگی فرهنگی را در ظاهری خوشرنگ و لعاب پیشدستانه معرفی می‌‌کند.

ذکر این مطلب در ادامه جالب است که بدانیم ویکی‌پدیا فراماسونری را در ذیل همین بحث اینگونه معرفی می‌‌کند: ""فراماسونری" یا فراموشخانه جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط میان فراماسونری‌‌های گوناگون تنها به وسیله خود 2 لژ انجام می‌‌شود. این انجمن به‌طور‌‌ گسترده‌ای در فعالیت‌های خیریه و در زمینه خدمات اجتماعی فعال است. در حال حاضر پول تنها از اعضای انجمن جمع‌آوری می‌‌شود و صرف امور نیکوکارانه می‌‌شود. فراماسونری به بسیاری از سازمان‌های خیریه غیرماسون، نهادهای محلی، ملی و بین‌المللی خیریه کمک‌های مالی قابل توجهی می‌‌کند(!) بسیاری از مخالفت‌های مسلمانان ریشه در صهیونیسم‌ستیزی و یهودستیزی دارد. همچنین دسته دیگری از مسلمانان منتقد فراماسونری، "دجال" را به فراماسونری پیوند می‌‌زنند. بعضی مسلمانان اعتقاد دارند فراماسونری "منافع یهودیان" را دنبال می‌‌کند. به عنوان نمونه ماده ۲۸ غهدنامه حماس عنوان می‌‌کند "فراماسونری از صهیونیسم دستور می‌‌گیرد." آموزه‌های مهم ویکی‌پدیا همه سر در یک آخور دارند. به جای وحشت از اقدامات دشمن باید نفوذی‌ها را شناسایی کرد و به دنبال راهکار بود. گردانندگان ویکی‌پدیا به خوبی از عاقبت جنگ میان خیر و شر در دنیا آگاه هستند اما با این وجود دست از تلاش نخواهند کشید. مسلمین که می‌‌دانند پیروزی نهایی با آنهاست چطور؟ آیا ایستاده بر ساحل آسایش نشسته‌ و تماشاگرند یا از هر فرصتی برای شناخت خدعه‌های فرهنگی دشمن استفاده کرده و به دنبال ضدحمله و چه‌ بسا حمله پیشدستانه هستند؟ والعاقبه ‌للمتقين.

زهرا طباخی/ منبع: وطن امروز

منبع : سایت گرداب



برچسب‌ها: زهرا طباخی, سایت گرداب, روزنامه وطن امروز, ویکی‌پدیا؛ ابزار تاریخ‌سازی صهیونیسم, ویکی‌پدیا و کلیدواژه‌های بنيادي, حکیم ارد بزرگ
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط جعفر معروفی  | 

همزمان با سالروز تولد حكیم ابوالقاسم فردوسی شاعر و حماسه سرای ایرانی، آیین بزرگداشت این شاعر بلند آوازه در شهركرد برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران شهرکرد

این همایش بیست و ششم اردیبهشت ماه سال جاری با حضور 'سیروس شمیسا ' از محققان و پژوهشگران حوزه ادبیات و استاد دانشگاه تهران و ' اصغر دادبه ' از استادان زبان و ادب پارسی برگزار می شود.

این همایش در بخش صبحگاهی در تالار امام خمینی (ره) دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهركرد و در بخش عصرگاهی در قلعه تاریخی چالشتر برگزار می شود.

همایش بزرگداشت فردوسی در شهركرد با همكاری دانشگاه آزاد اسلامی ، استانداری چهارمحال و بختیاری ،میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداری شهركرد ،اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و حوزه هنری در دو بخش برگزار خواهد شد.

گفتنی است، فردوسی از بزرگان ادبیات پارسی به شمار می رود كه با سرایش شاهنامه نقش مهمی در زنده نگهداشتن زبان پارسی داشته است./


منبع :

http://www.yjc.ir/state/-/tagged_content/Ipo1/id/5023782/



+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط جعفر معروفی  | 

نخستین گام از دوره‌ی آموزشی نگاهی تحلیلی به ساختار ‏شاهنامه‌ی فردوسی، با بررسی دو بخش برجسته‌ی شاهنامه‌ی فردوسی (عصر اساطیری و دوره‌ی پهلوانی‏) برگزار می‌شود.

به گزارش ایرانشهر، گام نخست دوره‌ی آموزشی نگاهی تحلیلی به ساختار ‏شاهنامه‌ی فردوسی با نام «از عصر اساطیر تا دوره‌ی پهلوانی‏» از سوی مؤسسه‌ی خورشید راگا و به استادی دکتر امیرحسن ماحوزی برگزار می‌شود.

گفتنی است این دوره، شامل هشت نشست دو ساعته با نام‌های «فردوسی-شاهنامه و اسطوره، اسطوره‌ی آفرینش کیومرث»، ‏‏« هوشنگ تهمورث،جمشید و گرشاسب»، «آژیدهاگ و فریدون»، «منوچهر تا کیقباد»، «کی‌کاووس (مازندران-هاماوران-پرواز به آسمان)‏»، « رستم و سهراب»، «سیاوش در ایران» و «سیاوش در توران» خواهد بود.‏

نخستین نشستِ این دوره در تاریخ شنبه ‏۲۳‏ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۱، از ساعت ۶ تا ۸ پسین در میدان آرژانتین، خ احمد قصیر (بخارست)، کوچه‌ی یازدهم، پلاک ۳، مرکز معماری ‏ایران، طبقه‌ی دوم، کلاس ۱‏، خواهد بود.

علاقه‌مندان برای هماهنگی و نام‌نویسی می‌توانند با مدیر دوره، آقای فرشید ابراهیمی (۱۱۴۶۹۳۶ – ۰۹۱۹) یا خانم امینی (موسسه خورشید : ۲۳۲۰۷۶۵-‏۰۹۳۷‏) تماس بگیرند.


منبع :

http://iranshahr.org/?p=15764


برچسب‌ها: حکیم فردوسی توسی
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط جعفر معروفی  | 

دوشنبه 08 اسفند 1390 - ساعت 00:06
شماره خبر: 100805234476
سمفوني فردوسي رونمايي شد
مراسم رونمايي و بررسي سمفوني فردوسي با حضور شاهين فرهت خالق اين اثر، رضا مهدوي مدير مركز موسيقي حوزه هنري، داريوش طلايي موسيقيدان و محسن مومني رئيس حوزه هنري ديروز در تماشاخانه مهر حوزه هنري برگزار شد.

مهدوي در اين مراسم گفت: اين برنامه بهانه‌اي شد تا متوجه باشيم چه كاستي‌هايي در فضاي موسيقي ما وجود دارد و اين كه هميشه پول كارساز نيست. اين‌كه موسيقيدان بزرگي مثل شاهين فرهت با سمفوني فردوسي اثر ارزشمندي را توليد كرده، اقدام مهمي است كه بايد از آن حمايت كرد؛ ضمن اين‌كه بايد به اين نكته هم توجه داشت كه اثر سفارشي هميشه بد نيست بلكه دربرگيرنده اهداف قابل توجهي است كه مي‌تواند توسط هنرمند براي كمك به نهاد سفارش‌دهنده براي مفاهيم ارزشمند باشد.



برچسب‌ها: سمفوني حکیم فردوسي
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط جعفر معروفی  | 

ستايش خرد و خردورزي از مظاهر برجسته انديشه فردوسي در شاهنامه است
حكيم پارسي‌گوي و خردستا
حكيم ابوالقاسم فردوسي طوسي؛ شاعر قرن چهارم هجري، بلندآوازه‌ترين و مشهورترين چهره ادبي پارسي‌گوي است. اين شاعر ايراني كه به زبان‌هاي عربي و پهلوي مسلط بوده است، شاهكار خود «شاهنامه» را به نحوي سروده كه كمترين ردپاي واژگان غيرپارسي در آن نمايان است و همين وجه شخصيت اوست كه بيشتر نزد عوام و خواص شناخته شده است؛ يعني فردوسي ناجي زبان فارسي.

اما اكتفا به اين حيث شخصيتي او و بي‌توجهي به حيث حكمي آثار و شخصيت وي، جفايي در حق اين حكيم مسلمان و ايراني است. دقت در آثار فردوسي و معاني عميقي كه او از طريق داستان‌هاي شاهنامه بيان مي‌كند، براي آدمي چاره‌اي جز تاييد حكمت‌آميز بودن داستان‌هاي اين اثر باقي نمي‌گذارد؛ تاكيد برخردگرايي و عقل محوري يكي از جنبه‌‌هاي حكمي اين شاهكار فردوسي است. در اينجا نويسنده به مضاميني از اين اثر كه به ستايش خرد پرداخته؛ توجه دارد و ما را با جايگاه خرد نزد فردوسي و آفات خردگريزي نزد او آشنا مي‌كند.

حكيم ابوالقاسم فردوسي طوسي كه نامش در پهنه كره خاكي همتراز بزرگاني چون شكسپير، دانته، هومر، حافظ، مولوي و سعدي گسترده است، از نامدارترين شاعران دنيا و از برجسته‌ترين پارسي سرايان ايران در گستره‌اي زماني به وسعت تمام تاريخ است. در انديشه فردوسي كه با بسي رنج بردن در سال سي، ياراي آن يافت تا اثر سترگش را بسرايد و بدين ترتيب، عجم را زنده كرد به اين پارسي، جلوه‌هايي افزون رخ مي‌نمايد. از آن جمله، مي‌توان به ستايش خرد و خردورزي اشاره داشت كه يكي از مظاهر برجسته تجلي انديشه فردوسي در شاهنامه است.

خردستايي و عقل‌گرايي چنان ملكه ذهن فردوسي است كه حتي در سرآغاز شاهنامه و در نخستين بيت آن از پروردگار يكتا با صفت خداوند خرد ياد مي‌كند:

به نام خداوند جان و خرد ‌‌/‌‌ كزين برتر انديشه بر نگذرد

و البته پس از ستايش و يادكرد صفت‌هاي خداوند بلافاصله گفتاري اندر ستايش خرد در20 بيت بيان مي‌دارد:

خرد بهتر از هرچه ايزدت داد ‌‌/‌‌ ستايش، خرد را به از راه داد ‌‌/‌‌ خرد افسر شهرياران بود ‌‌/‌‌ خرد زيور نامداران بود‌‌ ‌‌/‌‌ خرد زنده جاوداني‌ شناس ‌‌/‌‌ خرد مايه زندگاني ‌شناس ‌‌/‌‌ خرد رهنماي و خرد دلگشاي ‌‌/‌‌ خرد دوست گيرد به هر دو سراي ‌‌/‌‌... خرد جسم و جانست چون بنگري ‌‌/‌‌ تو بي‌جسم شادان جهان نسپري

شايد بتوان گفت فردوسي نخستين و شايد تنها شاعر تاريخ ادب ايران است كه مقدمه اثر خويش را جدا از ستايش پروردگار با ستودن خرد آغاز كرده است و بدين سان عقل را دركنار نام پروردگار خود مي‌نشاند و اين خود شاهدي است برجنبه حكمي شاهنامه چرا كه بر مبناي حكمت اسلامي، خداوند نه‌تنها منشأ خرد است بلكه تمام معنا و اتم كلمه خرد شايسته ذات اوست. او خود عقل است و اولين مخلوق او نيز عقل است و اين اساس حكمت اسلامي حكمايي چون فارابي و ابن‌سيناست.

البته گفتار اندر ستايش خرد، تنها بخشي نيست كه فردوسي در آن به خرد و خردورزي پرداخته است. بلكه در جاي جاي شاهنامه و به فراخور حال باور خويش را در اين باره هويدا ساخته است. شايسته و بايسته يادكرد است، واژه خرد و مشتقات آن دست‌كم 150 بار در شاهنامه به‌كار رفته است. با وجود اين، اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه خردگرايي فردوسي چندان فيلسوفانه و متكلمانه نيست، بلكه آنچه مطمح نظر اوست، خردي است كه انسان را از هر نژاد و تباري كه باشد، به سوي رستگاري و خوشبختي رهنمون مي‌شود:

چه خوش گفت آن هنرمند مرد خرد ‌‌/‌‌ كه دانا ز گفتار او برخورد ‌‌/‌‌ كسي كو خرد را ندارد پيش ‌‌/‌‌ دلش گردد از كرده خويش، ريش /...

به يزدان گر ما خرد داشتيم ‌‌/‌‌ كجا اين سرانجام بد داشتيم

فردوسي، به‌رغم آن كه برترين هدفش وصف خرد و ستايش آن نبود، در سرايش شاهنامه هيچ‌گاه اين مهم را از نظر دور نداشت. سراسر شاهنامه جلوه‌گر باور فردوسي دراين باره است. به عنوان نمونه فردوسي تنها در آن بخش كه به داستان پادشاهي انوشيروان مي‌پردازد، بيش از 30 بار خرد و مشتقات آن را ياد كرده و نه تنها در ستايش خرد سخن گفته، بلكه برخي ويژگي‌هاي انسان خردمند را هم بيان داشته است، از آن جمله اين‌كه اسير رشك و حسد و در بند هوا و هوس نباشد و دل به خداوند جهان آفرين داشته باشد؛ خرد خود يكي خلعت ايزدي است ‌‌/‌‌ ز انديشه دور است و دور از بدي است/...

نبايد چو چيره شود بر دل مرد رشك ‌‌/‌‌ يكي دردمندي بود بي‌پزشك ‌‌/‌‌ و گر بر خرد چيره گردد هوا ‌‌/‌‌ نخواهد به ديوانگي بر گوا/...

خردمند و بينا دل آن را شناس ‌‌/‌‌ كه دارد ز دادار گيتي سپاس

هر آن كس كه راه يزدان بجست ‌‌/‌‌ به آب خرد جان تيره بشست

البته به باور فردوسي، فروتني، دوري گزيني از غرور و مدارا با مردمان نيز از جمله ويژگي‌هاي خردمندان و عقل‌گرايان است:

مدارا خرد را برادر بود ‌‌/‌‌ خرد بر سر جان چو افسر بود ‌‌/‌‌ فروتن بود هر كه دارد خرد ‌‌/‌‌ سپهرش همي در خرد پرورد

تدقيق در اشعار فردوسي‌ نشان مي‌دهد كه او صرفا به عقل ابزاري كه همچون وسيله‌اي در كنار ساير وسايل به كار انسان مي‌آيد، نظر ندارد بلكه عقلي كه او آن را مي‌ستايد، چيزي است كه به انسان نيرويي دروني عطا مي‌كند. خردمند از منظر فردوسي چندان توانمند و تنومند است كه هيچ‌گاه گرفتار آسيب دهر و دلبسته فريب‌هاي دنيا نمي‌شود:

كو را در جهان هست هوش و خرد ‌‌/‌‌ كجا او فريب زمانه خورد ‌‌/‌‌ هر آن كس كه دارد روانش خرد ‌‌/‌‌ به چشم خرد كارها بنگرد ‌‌/‌‌ هميشه خردمند اميدوار ‌‌/‌‌ نبيند بجز شادي از روزگار/...

حماسه سراي بزرگ طوس، در بخش پادشاهي بهرام گور و بدان هنگام كه از نامه بهرام به پادشاه هندوستان سخن مي‌گويد نيز اعتقاد خويش درباره خرد را دگربار آشكار مي‌سازد:

فزون از خرد نيست در جهان ‌‌/‌‌ فروزنده كهتران و مهان ‌‌/‌‌ هر آن كس كه او شاد شد از خرد ‌‌/‌‌ جهان را به كردار بد نسپرد ‌‌/‌‌ دلي كز خرد گردد آراسته ‌‌/‌‌ چو گنجي بود پر زر و خواسته

و البته در همين بخش باور خود بر اهميت همنشيني با خردمندان و خردپيشگان را از زبان بهرام چنين آشكار مي‌سازد:

به هفتم چو بنشست گفت اي مهان ‌‌/‌‌ خردمند و بيدار و ديده جهان ‌‌/‌‌ چو با مردم زفت زفتي كنيم ‌‌/‌‌ همي با خردمند جفتي كنيم

از نگاه فردوسي، عقل صرفا يك نيكي در كنار ساير نيكي‌ها نيست بلكه او معتقد بود خرد بر همه نيكويي‌ها سر است و راه فروكاستن رنج را پيش گرفتن مسير خرد مي‌دانست و به اين روي، تاكيدي افزون بر آن داشت، چنان كه از زبان بزرگمهر چنين مي‌گويد:

بپرسيد ديگر كه در زيستن ‌‌/‌‌ چه سازي كه كمتر بود رنج تن ‌‌/‌‌ چنين پاسخ داد كه گر با خرد ‌‌/‌‌ دلش بردبار است رامش برد ‌‌/‌‌ به داد ستد دركند راستي ‌‌/‌‌ ببندد در كژي و كاستي

آفت خرد

در اساطير و داستان‌هاي شاهنامه با برخي قهرماناني مواجه مي‌شويم كه مبدل به ضدقهرمان شده و پس از سيرصعودي دچار سقوط مي‌شوند. اينان كساني هستند كه در ابتدا، راه خرد را پيشه خود مي‌سازند و به اوج مي‌رسند ولي بناگاه خردمداري آنان دچار آفت مي‌شود و آنان را دچار تباهي مي‌گرداند. فردوسي كه ستون خرد را داد و دانش مي‌دانست، بزرگ‌ترين آفت آن را نيز هوا و هوس برمي‌شمرد و آن را مانند دشمن قهار و قوي پنجه عقل معرفي مي‌كند:

هوا را مبر پيش راي و خرد ‌‌/‌‌ كز آن پس خرد سوي تو ننگرد ‌‌/‌‌ كه گر بر خرد چيره گردد هوا ‌‌/‌‌ نيابد ز چنگ هوا كس رها

رفعت خرد و تباهي بي‌خرد

در شاهنامه فردوسي بسياري صفات و عناوين وجود دارد كه ماهيت راستين آنها تنها با همراه شدن خرد ارزش افزون مي‌يابد. تعابيري چون خرد افسر شهرياران است، خرد پاسبان باشد، خرد خلعت ايزدي است، خرد رهنماست، خرد دلگشاست، راي خرد جان بود و... بر درستي اين گفتار گواه است و نشان از فراز و رفعت افزون جايگاه خرد در انديشه فردوسي دارد و البته اين جايگاه چندان والا و ارجمند است كه بي خرد را هم‌آغوشي با مرگ بهتر از زندگي خواهد بود:

نباشد خرد جان نباشد رواست ‌‌/‌‌ خرد جان جانست و ايزد گواست

بايسته يادكرد است، انسان مثالي و ايده‌آلي كه فردوسي آفريده يعني رستم، به‌رغم آن كه واجد صفات نيك بسيار است و پهلواني و دلاوري‌اش زبانزد است، به خردمندي نيز شهره است و البته خرد او را در دستيابي به مقام انسانيت رهنما بوده است. كلام رستم كه زاييده تفكر فردوسي است، در اين باره چنين است:

ز يزدان بود زور ما كه ايم ‌‌/‌‌ بدين تيره خاك اندرون بر چه‌ايم ‌‌/‌‌ نبايد كشيدن كمان بدي ‌‌/‌‌ ره ايزدي بايد و بخردي

به‌عنوان پاياني بر اين كوتاه جستار، خالي از لطف نيست اگر گفته آيد كه فردوسي حتي در بخش پاياني شاهنامه و هنگام بيان تاريخ اتمام آن نيز شايسته ديده تا از ضرورت توانمندي خرد سخن گويد و به اين وسيله ابتدا و انتهاي شاهكار او هم به نام يزدان مزين مي‌شود و هم متذكر خرد:

سپاس خداوند دانا كنم ‌‌/‌‌ روان و خرد را توانا كنم

امير نعمتي ليمائي/ جام‌جم


برچسب‌ها: حکیم فردوسی توسی
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت   توسط جعفر معروفی  | 

احمدی نژاد گفت: فردوسی مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داده و بار حقیقی این مکتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ایران گذاشت و این ملت نیز الحق به خوبی از عهده ایفای این مسئولیت برآمد.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری، محمود احمدی نژاد شامگاه شنبه به وقت محلی در اجتماع پرشور ایرانیان مقیم تاجیکستان در محل خانه فرهنگ ایرانیان نوروز را سنتی کهن در تاریخ خواند و اظهار داشت : ‌سنت ها و مناسبت هایی در تاریخ ماندگار می شوند که ریشه در فطرت انسان ها و آسمان داشته و به حال انسان و انسانیت نافع باشند.

رییس جمهور وجهه اصلی ایرانی ها در طول تاریخ را وجهه فرهنگی دانست و افزود : ملت ایران همواره ملتی فرهنگی بوده و امروز وقتی نام ایران برده می شود فرهنگ در ذهن همگان تداعی می شود همانگونه که نام برخی کشورها با جنگ و کشتار، برخی با حیله گری و تزویر، برخی با خودخواهی و تکبر و برخی با زیاده خواهی همراه است نام ملت ایران قرین با ارزش های فرهنگی و انسانی است.

احمدی نژاد موضوع و محور اصلی فرهنگ را انسان ذکر کرد و اظهار داشت : اگر انسان از ساحت فرهنگ برداشته شود چیزی از فرهنگ باقی نمی ماند و اگر فرهنگ از انسان گرفته شود دیگر انسانیتی باقی نمی ماند و این یعنی اینکه ملت ایران همواره انسانی زندگی کرده اند.

رییس جمهور به ریشه انسانی سنت ها ، آداب و رسوم ملت ایران اشاره و تصریح کرد : همه سنت ها و آداب و رسوم ایرانی ها بر همیاری ، همدلی ،‌ تقویت عشق و محبت ، احترام به دیگران ،‌شجاعت ،‌توحید ، عدالت ، دفاع از شرافت و حیثیت ، جوانمردی و بخشندگی استوار است و نوروز به عنوان جشن عشق ، دوست داشتن ،‌پاکیزگی ، بخشندگی و نور ، یکی از رسوم و سنت های ملت ایران است.

احمدی نژاد به سخنان خود در جلسه ای که به مناسبت رونمایی از منشور کوروش در ایران برگزار شده بود ، اشاره و خاطر نشان کرد : در آن جلسه از دو گروه نام بردم که از پیشرفت و قدرتمند شدن ایران هراسناک و ناخشنود می شوند که البته برخی ها هم از این سخنان بنده ناراحت شدند.

رییس جمهور ادامه داد : یک دسته قلدرهایی که می خواهند بر جهان حاکم شده و شخصیت ، فرهنگ و داشته های ملت ها را چپاول کنند از آنجا که می دانند اگر ملت ایران قدرتمند شود با فرهنگ متعالی خود و نه با زور مانع آنها خواهد شد و به عنوان الگویی برای سایر ملت ها در مقابل زیاده خواهان تبدیل خواهد شد از پیشرفت و تعالی ایران هراسناک هستند.

احمدی نژاد گفت : عده ای دیگر که از پیشرفت ایران ناراحت می شوند آدم های حقیر و کوچکی هستند که می خواهند همواره به عنوان پیشقراول ملت ایران ، نقش آفرینی کنند اما نمی توانند آن قدر بزرگ شوند که لایق حکومت و این ملت باشند و لذا بویژه در 200 سال اخیر تلاش کرده اند ملت ایران را کوچک نگه دارند تا بتوانند خود را بر آنها حاکم کنند.

رییس جمهور در ادامه افزود : در آن جلسه مقایسه ای بین مدیریت ایرانی و غربی ارائه داده و به فتح عراق از سوی کوروش که به درخواست اقلیتی کوچک اما موحد و پیرو حضرت موسی در این کشور، صورت گرفته بود اشاره کردم که بدون هیچ گونه کشتار ، تخریب و ظلمی صورت گرفت و هم ملت عراق و همین اقلیت موحد از بند حاکم ظالمی که بر آنها مسلط بود به دست کوروش این جوان ایرانی عدالت طلب و آزادی خواه نجات یافتند و کوروش سپس با صدور فرمانی آزادی ، عدالت و کرامت انسانی را در این سرزمین برای همگان مورد تاکید قرار داد.

احمدی نژاد اضافه کرد : در دوره اخیر هم زمانی که ملت عراق اسیر حاکمی فاسد و ظالم شده بودند که حقوق آنها را تضییع ،‌ عالمانشان را کشته ، شخصیت و هویتشان را تحقیر و لگدمال می کرد مدعیان انسانیت و آزادی به اسم نجات ملت عراق به این کشور حمله کردند ، اما در همان 10 روز اول بیش از 100 هزار نفر کشته شدند و تا امروز ملت عراق متحمل بیش از 1 میلیون نفر کشته و مجروح ، 4 میلیون نفر آواره ، کشتار و تخریب گسترده شده است و به هیچ یک از حقوق خود نیز دست نیافته است ؛ اینها دو نمونه از مدیریت ایرانی و مدیریت غربی هستند.

رییس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه انسان وقتی به گذران عمر خود توجه می کند طبیعتاً از گذر عمر محزون می شود ، گفت : با وجود آنکه انسان از بالا رفتن عمر خود خوشحال نمی شود اما در لحظه تحویل سال نو علی رغم آنکه این لحظه به معنای گذشت یک سال دیگر از عمر است ، اما همه از آن خوشحال هستند و گویی سختی ها و ناکامی های سال کهنه را با تحویل سال به تاریخ سپرده و سال جدید را به عنوان فرصتی جدید پیش روی خود می بینند.

احمدی نژاد در ادامه شرایط فعلی زندگی بشر را بسیار دورتر و متفاوت تر از شرایط مطلوبی که خداوند برای انسان مقدر فرموده است توصیف کرد و افزود : انسان ها تا امروز مزیه انسانیت واقعی ، آرامش، عدالت و امنیت را نچشیده اند و دوره ای که تا به امروز بر بشر گذشته است زمستان بوده و هنوز بهار آدمیت فرا نرسیده است.

وی تصریح کرد: زمانی بهار آدمیت فرا می رسد که همه غل و زنجیره ها از انسان برداشته شده و عدالت به عنوان شرط اول سعادت و آزادی انسان و بستر شکوفایی همه استعدادهای او بر جهان حاکم شود.

رییس جمهور، اظهار داشت : طبق وعده همه انبیای الهی روزی فرا خواهد رسید که عدالت گستر حقیقی که از عمق جان عاشق همه انسانهاست بیاید و عدالت را بر همه زمین برقرار کند و آن روز، روز آغاز شکوفایی همه استعدادهای انسان است.

احمدی نژاد ایران را سرزمین فرهنگ توصیف و تصریح کرد :‌منظور از ایران نه یک جغرافیا ،‌ نژاد یا قوم خاص ، بلکه یک فرهنگ است و هر جا که سخن از عدالت طلبی و آزادی خواهی باشد آن جا ایران است.

رییس جمهور ادامه داد : انسانها نیز همچون فرهنگ وقتی بزرگ و متعالی می شوند که دیگر در قالب مرزهای جغرافیایی ، قومی و قبیله ای نگنجند از همین روست که بسیاری از کشورها به رقابت با یکدیگر پرداختند تا بزرگان ایران زمین را به نام خود معرفی کنند و البته این مساله ایرادی هم ندارد ، چرا که انسان های بزرگ ، جهانی می شوند و هر کس به آنها نگاه کند الگوی مطلوب خود را در آنان دیده و آنها را متعلق به خود می داند.

احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود شاهنامه فردوسی را توحید نامه ، انسان نامه ، عدالت نامه و عشق نامه توصیف کرد و گفت: همه پیامبران برای نجات انسان و نشان دادن راه سعادت و کمال به انسان ها مبعوث شدند؛ اما صرف عرضه کردن این ارزش ها و نشانه های سعادت کافی نبود و لازم بود ملتی، حقیقت این پیام ها را دریافت کرده و آنها را شکوفا کند.

رییس جمهور، گفت : ملت ایران پس از پذیرش اسلام مشاهده کرد که حکومت دوباره به دست امویان و عباسیان افتاد که بویی از راه و مرام پیامبر نبرده بودند و آنها بر ملت ایران نیز حاکم شده ، شخصیت ملت را تحقیر و استعدادهایش را لگد مال کردند و در این شرایط این فردوسی بود که هویت موحد ،‌عدالت خواه ، آزادی طلب و انسانی ملت ایران را مجدداً احیا کرد.

احمدی نژاد افزود : فردوسی مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داده و بار حقیقی این مکتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ایران گذاشت و این ملت نیز الحق به خوبی از عهده ایفای این مسئولیت برآمد.

رییس جمهور، اظهار داشت : امروز نیز اگر ملت ایران نباشد اثری از آزادی ، انسانیت و عدالت در دنیا باقی نخواهد ماند و تنها ملتی که با تکیه بر تاریخ ، تمدن و فرهنگ خود و با تکیه بر مکتب پیامبر گرامی اسلام (ص) و راه امیرالمومنین (ع) در مقابل زیاده خواهان ایستاده، ملت ایران است.

احمدی نژاد تصریح کرد : ملت ایران امروز تصمیم تاریخی خود را گرفته و راه روشن پیش روی خود را که رسیدن به قله های حقیقی کمال و سعادت است برگزیده است و به همه بدخواهان می گویم که ملت و فرهنگ ایران زنده اند چون توحید و عدالت زنده است و تا رسیدن به بهار حقیقی انسانیت زنده و پاینده خواهند بود.

رییس جمهور در پایان زبان و شعر فارسی را ، زبان فرهنگ توصیف کرد و گفت : زبان فارسی نظیر ندارد چرا که با هیچ یک دیگر از زبان های دنیا نمی توان مفاهیمی بزرگ و بلند که برای توصیف آنها نگارش کتاب های قطور لازم است را در چند بیت شعر خلاصه کرد.

احمدی نژاد همچنین به قرائت ابیاتی از رودکی به عنوان پدر شعر فارسی پرداخت و اظهار داشت : اگر چه رودکی در ظاهر نابینا بود اما اشعار وی گواه بر آن است که او بر همه عالم بینا و مسلط بوده است.

با داده قناعت کن و با داد بزی در بند تکلف مشو و آزاد بزی

 

در به ز خودی نظر مکن غصه مخور در کم زخودی نظر کن و شاد بزی

 

هیچ شادی نیست اندر این جهان برتر از دیدار روی دوستان

 

هیچ تلخی نیست به دل تلخ تر از فراق دوستان پر هنر

 

چون کار دلم به زلف او ماند گره بر هر رگ جان صد آرزو ماند گره

 

امید زگریه بود ،‌افسوس ،افسوس کان هم ، شب وصل در گلو ماند گره

 

با آنکه دلـم ازغـم هجـرت خـون است شـادی به غـم تـوام زغـم افـزون است

 

اندیـشه کنـم هر شب و گویـم یـا رب هجرانش چنین است،وصالش چون است

 

نا رفته به شاهراه وصلت گامی نایافته از حسن جمالت کامی

 

ناگاه شنیدم ز فلک پیغامی کز خم فراق نوش بادت جامی!


http://www.mashreghnews.ir/fa/news/107184



برچسب‌ها: دکتر محمود احمدی‌نژاد, حکیم فردوسي
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت   توسط جعفر معروفی  |